شمال و غرب افغانستان؛ جبهات مخالف طالبان با چه میزان نفوذ و توان عملیاتی روبه‌رو هستند؟

گزارش تحلیلی: شاه‌پور نایب‌زاده

پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در آگست ۲۰۲۱، شماری از جریان‌های مخالف این گروه با رویکردهای سیاسی و نظامی متفاوت به فعالیت خود ادامه داده‌اند یا تشکیلات تازه‌ای ایجاد کرده‌اند. در این میان، شمال و غرب افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی، پیشینه مقاومت‌های سیاسی و نظامی و ساختارهای اجتماعی محلی، در بررسی ظرفیت مخالفان طالبان اهمیت دارند.

با این حال، پرسش اساسی این است که آیا فعالیت این جریان‌ها به حضور گسترده و پایدار در این مناطق رسیده است یا هنوز بیشتر به حملات پراکنده و فعالیت‌های محدود سازمانی و رسانه‌ای متکی است؟

شمال افغانستان؛ پیشینه مقاومت و ظرفیت‌های محلی

شمال و شمال‌شرق افغانستان در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر، از مراکز مهم تحولات سیاسی و نظامی کشور بوده‌اند. تجربه جنگ‌های گذشته، حضور فرماندهان محلی و شبکه‌های اجتماعی و سیاسی، از عواملی‌اند که در تحلیل ظرفیت شکل‌گیری مخالفت با طالبان اهمیت دارند.

ولایت‌هایی مانند بغلان، تخار، بدخشان، پنجشیر و بخش‌هایی از کندز و سمنگان، به دلیل موقعیت جغرافیایی و پیشینه سیاسی، در بررسی فعالیت جریان‌های مخالف طالبان مورد توجه قرار می‌گیرند.

از جمله جریان‌های شناخته‌شده مخالف طالبان می‌توان به جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود و جبهه آزادی افغانستان اشاره کرد. این جریان‌ها مخالفت خود را با حاکمیت طالبان اعلام کرده و فعالیت سیاسی و مسلحانه را از جمله شیوه‌های مبارزه خود مطرح کرده‌اند.

با این حال، این گروه‌ها تشکیلات واحدی با فرماندهی مشترک نیستند و از نظر اهداف سیاسی، ساختار سازمانی، روش‌های فعالیت و توان عملیاتی تفاوت دارند. حضور چند جریان مخالف نیز به‌تنهایی نشان‌دهنده هماهنگی عملیاتی یا نفوذ گسترده آنان در یک منطقه نیست.

غرب افغانستان؛ فعالیت‌های محدود و نیاز به شواهد مستقل

ولایت‌های هرات، فراه، بادغیس و غور، به دلیل ویژگی‌های جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی، شرایط متفاوتی با شمال و شمال‌شرق افغانستان دارند.

در بررسی فعالیت مخالفان طالبان در این مناطق، باید میان وقوع حملات مسلحانه، وجود شبکه‌های سازمان‌یافته، نفوذ اجتماعی و کنترل سرزمینی تفاوت قایل شد. وقوع یک حمله، به‌تنهایی حضور پایدار یک گروه یا توانایی آن برای کنترل یک منطقه را ثابت نمی‌کند.

بر اساس اطلاعات مطرح‌شده در این گزارش، در ماه‌های اخیر از چند حمله چریکی به وسایط نظامی در ولایت‌های هرات و غور گزارش‌هایی منتشر شده است؛ اما برای ارزیابی دقیق گستره این فعالیت‌ها، زمان و محل رویدادها، مسئولیت حملات و جزئیات آن‌ها به تأیید منابع مستقل نیاز دارد.

چالش‌های گسترش مقاومت

یکی از چالش‌های مهم جریان‌های مخالف طالبان، تفاوت در ساختار، اهداف و شیوه‌های فعالیت آنان است. میزان هماهنگی میان این گروه‌ها، دسترسی به شبکه‌های محلی و توانایی ادامه فعالیت در درازمدت، از عواملی است که می‌تواند بر گستره نفوذ آنان تأثیر بگذارد.

از سوی دیگر، اطلاعات مربوط به درگیری‌های مسلحانه در افغانستان گاهی از سوی طرف‌های درگیر با اهداف سیاسی و تبلیغاتی منتشر می‌شود. طالبان ممکن است بر تأمین امنیت تأکید کنند و گروه‌های مخالف نیز بر موفقیت‌های نظامی خود تمرکز داشته باشند. از این رو، اتکا به اعلامیه‌های یک طرف، بدون بررسی مستقل، می‌تواند تصویری ناقص از وضعیت ایجاد کند.

تأثیر فعالیت مخالفان بر وضعیت امنیتی

فعالیت گروه‌های مسلح مخالف می‌تواند بر محاسبات امنیتی طالبان، نحوه استقرار نیروها و سیاست‌های کنترلی این گروه تأثیر بگذارد؛ اما شدت و گستره این تأثیر باید بر اساس شواهد مشخص ارزیابی شود.

در مقایسه با شمال افغانستان، فعالیت گزارش‌شده جبهات مخالف طالبان در غرب کشور کم‌رنگ‌تر به نظر می‌رسد. با این حال، برای نتیجه‌گیری قطعی درباره میزان حضور و توان عملیاتی این جریان‌ها، به اطلاعات میدانی و منابع مستقل بیشتری نیاز است.

در مجموع، پیشینه مقاومت در شمال و گزارش‌های مربوط به حملات پراکنده در غرب افغانستان، نشان می‌دهد که مخالفت با طالبان همچنان در شکل‌های مختلف مطرح است؛ اما تعیین میزان نفوذ، انسجام و توانایی گسترش این جریان‌ها، مستلزم بررسی دقیق شواهد و تفکیک ادعاهای رسانه‌ای از واقعیت‌های تأییدشده می‌باشد.

شاه‌پور نایب‌زاده