بیانیه مشترک بیش از صد نهاد، سازمان و جنبش‌های اعتراضی زنان افغانستان
به مناسبت ۸ مارچ، روز جهانی زن: «انکار مقاومت داخلی، تلاشی برای تطهیر تروریزم و تداوم آپارتاید جنسیتی است»
ما، امضاکنندگان این بیانیه، در آستانه هشتم مارچ، روز همبستگی جهانی زنان، بار دیگر صدای اعتراض و دادخواهی عدالت‌جویانه خود را علیه رژیم ضد زن و استبدادی طالبان بلند می‌کنیم. امسال در حالی به استقبال این روز می‌رویم که زنان افغانستان در تلاقیِ حذف سیستماتیک و نسیان جهانی، با سخت‌ترین آزمون بقا روبرو هستند؛ وضعیتی که دیگر تنها محرومیت نیست، بلکه تلاشی برای سلب کاملِ کرامت انسانی و حقِ «بودن» است.
این بیانیه در واکنش مستقیم به اظهارات غیرمسئولانه برخی از نمایندگان اتحادیه اروپا صادر می‌شود که با نادیده گرفتن عمدی سرکوب‌های خونین، مدعی شده‌اند «در داخل افغانستان کسی مخالف نظام طالبان نیست». ما این ادعا را نه تنها کذب محض، بلکه تلاشی برای بسترسازی جهت تعامل با تروریزم و توهین به فداکاری‌های زنانی می‌دانیم که در سنگرها، خیابان‌ها، زندان‌ها و سایر مکان‌ها علیه این سیاهی ایستاده‌اند.
استنادات حقوقی و نقض فاحش قوانین بین‌المللی:
ما با استناد به اسناد خودساخته و ضدانسانی طالبان، به جامعه جهانی یادآور می‌شویم که سکوت مردم ناشی از رضایت نیست، بلکه محصول یک نظام برده‌داری نوین است:
• قانون ترویج فضیلت و منع رذیلت (اگست ۲۰۲۴): این قانون با ممنوع کردن صدا و سیمای زن در فضای عمومی (مواد ۱۳ و ۱۴)، عملاً زنان را از رده موجودات انسانی خارج کرده و به اشیاء تبدیل نموده است. این اقدام مصداق بارز آپارتاید جنسیتی و نقض صریح «کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» (CEDAW) است.
• اصولنامه جزایی محاکم طالبان: این سند با تقسیم‌بندی شهروندان به طبقات «علما، اشراف و طبقه پایین»، اصل برابری در پیشگاه قانون را نابود کرده است. همچنین با مشروعیت بخشیدن به واژه «غلام» و اجازه مجازات توسط مالک، عملاً به بردگی رسمیت داده که نقض آشکار «کنوانسیون منع بردگی ۱۹۲۶» است.
• تبعیض سیستماتیک مذهبی و قومی: در این اصولنامه، پیروان مذاهب غیرحنفی مانند شیعیان و اسماعیلیان، به عنوان «مبتدع» شناخته شده‌اند که زمینه‌ساز نسل‌کشی مذهبی و حذف کامل اقلیت‌ها از ساختار حقوقی و اجتماعی کشور است.
• انکار هویت برای معیشت: عمق فاجعه به حدی رسیده که زنان برای تأمین نان و بقای خانواده، مجبور به انکار هویت زنانه خود شده‌اند. روایت تلخ زندگی افرادی چون «نوریه» که برای کسب اجازه کار و فرار از گرسنگی، ناچار به پنهان کردن کیستی و جنسیت خود هستند، سندی بر استیصال مطلقی است که این رژیم بر پیکر جامعه تحمیل کرده است.
مطالبات اساسی و فوری:
۱. توقف لابی‌گری برای طالبان: ما از اتحادیه اروپا می‌خواهیم که به‌جای تکرار روایت‌های طالبانی، به صدای زنان معترض و گزارش‌های گزارشگر ویژه سازمان ملل گوش فرا دهد. ادعای «نبود مخالف»، نادیده گرفتن خون‌های ریخته شده و شکنجه‌های سیستماتیک در زندان‌های استخبارات است.
۲. به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی: از دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) می‌خواهیم که بر اساس مواد ۷ و ۸ اساسنامه رم، تعقیب عدلی سران طالبان را به اتهام جنایات سازمان‌یافته علیه بشریت و آپارتاید جنسیتی با سرعت بیشتری دنبال کند.
۳. حمایت از روند قضایی در اسپانیا: ما از اقدام شجاعانه دادگاه اسپانیا در پیگیری جرایم طالبان حمایت کرده و خواستار همکاری تمامی دولت‌های عضو اتحادیه اروپا با این روند حقوقی هستیم.
۴. هشدار نسبت به مشروعیت‌بخشی: هرگونه نشست بین‌المللی بدون حضور نمایندگان واقعی زنان و گروه‌های معترض، فاقد مشروعیت بوده و نتایج آن برای مردم افغانستان پذیرفتنی نیست
امضاکنندگان: