بازپیکربندی نظام بینالملل و دلالتهای راهبردی آن برای افغانستان
یک گزارش سیاستی (Policy Brief) برای تصمیمگیرندگان
کابل تایمز نیوز | گزارش راهبردی ویژه
۲۰۲۶-۰۵-۰۵
نظام بینالملل در حال تجربه یک گذار ساختاری عمیق از نظم لیبرال پساجنگ جهانی دوم به سوی یک الگوی چندقطبی نامتقارن و سیال است. این گذار با افزایش رقابتهای ژئوپولیتیکی، تضعیف نهادهای چندجانبه، تشدید بحرانهای اقتصادی و گسترش تهدیدات نوظهور همراه شده است.
برای افغانستان، این تحولات همزمان حامل ریسکهای قابلتوجه و فرصتهای محدود اما معنادار است. در غیاب یک راهبرد منسجم ملی، احتمال تشدید آسیبپذیریهای ساختاری بالا خواهد بود. در مقابل، اتخاذ سیاستی متوازن، عملگرایانه و چندلایه میتواند زمینهساز بهرهبرداری از برخی فرصتهای ناشی از رقابتهای منطقهای گردد.
۱. ماهیت گذار در نظام بینالملل
تحولات جاری نشاندهنده «بازپیکربندی سیستماتیک» در ساختار قدرت جهانی است. ویژگیهای کلیدی این گذار عبارتاند از:
- چندقطبی نامتقارن: توزیع قدرت میان بازیگران متعدد بدون توازن پایدار
- افزایش عدمقطعیت راهبردی: کاهش پیشبینیپذیری رفتار قدرتها
- تضعیف چندجانبهگرایی: کاهش کارآمدی نهادهای بینالمللی
- واگرایی هنجاری: اختلاف فزاینده بر سر قواعد و ارزشهای جهانی
۲. پیشرانهای اصلی بیثباتی جهانی
۲.۱ رقابت قدرتهای بزرگ
رقابت میان ایالات متحده، چین و روسیه به محور اصلی پویاییهای نظام بینالملل تبدیل شده و به بازآرایی ائتلافها و افزایش تنشهای ژئوپولیتیکی انجامیده است.
۲.۲ شکنندگی اقتصادی جهانی
تورم ساختاری، بدهیهای فزاینده و نابرابری اقتصادی، ظرفیت دولتها را برای مدیریت بحران کاهش داده و زمینهساز نارضایتیهای اجتماعی شده است.
۲.۳ تحولات فناورانه و امنیتی
گسترش فناوریهای نوظهور—از جمله هوش مصنوعی، جنگ سایبری و عملیات شناختی—ماهیت تهدیدات را پیچیده و چندلایه ساخته است.
۲.۴ تغییرات اقلیمی و منابع
تغییرات اقلیمی بهعنوان یک «ضریبافزای بحران»، به تشدید مهاجرت، رقابت بر سر منابع و بیثباتی در مناطق شکننده منجر شده است.
۳. ریسکهای سیستماتیک در نظم نوظهور
- افزایش درگیریهای منطقهای و جنگهای نیابتی
- تداوم بیثباتیهای مزمن در کشورهای آسیبپذیر
- تضعیف رژیمهای حقوق بشری و هنجارهای بینالمللی
- گسترش شکاف اعتماد در سطح جهانی
۴. پیامدهای راهبردی برای افغانستان
افغانستان در این گذار با یک وضعیت دوگانه مواجه است:
۴.۱ ریسکها
- انزوای ژئوپولیتیکی: محدودیت در تعاملات دیپلماتیک و اقتصادی
- آسیبپذیری اقتصادی: وابستگی بالا به کمکهای خارجی
- ریسک رقابت نیابتی: احتمال تبدیلشدن به میدان رقابت قدرتهای منطقهای
- چالشهای انسانی: تداوم فقر، بیکاری و مهاجرت
۴.۲ فرصتها
- امکان بهرهگیری از رقابتهای منطقهای برای جذب همکاری
- ظرفیت ایفای نقش بهعنوان پل ارتباطی منطقهای
- فرصت برای بازتعریف سیاست خارجی بر مبنای موازنهگری
۵. سناریوهای محتمل (۲۰۲۶–۲۰۳۰)
سناریو ۱: تداوم وضعیت ایستا
ثبات نسبی بدون پیشرفت ساختاری؛ تداوم وابستگی و شکنندگی.
سناریو ۲: تشدید بیثباتی
افزایش تنشهای منطقهای و سرریز آن به داخل افغانستان.
سناریو ۳: بازتثبیت تدریجی
حرکت بهسوی ثبات از طریق اصلاحات داخلی و تعامل هدفمند خارجی.
۶. توصیههای سیاستی (Policy Recommendations)
۶.۱ در حوزه سیاست خارجی
- اتخاذ رویکرد موازنهگرای فعال (Active Balancing) میان قدرتهای منطقهای و جهانی
- تنوعبخشی به شرکای دیپلماتیک و اقتصادی
- تقویت دیپلماسی چندجانبه و منطقهای
۶.۲ در حوزه حکمرانی داخلی
- تقویت نهادهای دولتی و افزایش کارآمدی حکمرانی
- بهبود شفافیت و پاسخگویی
- تمرکز بر ثبات اجتماعی و انسجام ملی
۶.۳ در حوزه اقتصادی
- کاهش وابستگی به کمکهای خارجی از طریق توسعه منابع داخلی
- جذب سرمایهگذاری منطقهای در بخشهای زیربنایی
- توسعه اقتصاد محلی و اشتغالزایی
۶.۴ در حوزه امنیتی
- مدیریت تهدیدات نامتقارن و جلوگیری از نفوذ بازیگران نیابتی
- تقویت همکاریهای امنیتی منطقهای
- تمرکز بر ثبات داخلی بهعنوان پیششرط توسعه
۷. جمعبندی راهبردی
گذار نظام بینالملل به یک نظم جدید، فرآیندی پیچیده و بلندمدت است که پیامدهای آن بهصورت نامتقارن توزیع خواهد شد. برای افغانستان، این گذار همزمان یک «چالش ساختاری» و یک «فرصت بالقوه» محسوب میشود.
موفقیت در این محیط وابسته به توانایی کشور در بازتعریف راهبرد ملی، تقویت ظرفیتهای نهادی و اتخاذ سیاست خارجی هوشمندانه و چندلایه خواهد بود. در غیاب چنین رویکردی، خطر حاشیهنشینی ژئوپولیتیکی و تداوم باتی افزایش خواهد یافت.
نویسنده: سرنظامالدین وحدت
رئیس مدافعان منافع ملی افغانستان
بازپیکربندی نظام بینالملل و دلالتهای راهبردی آن برای افغانستان