در ماههای اخیر، تنشها در مرزهای افغانستان و پاکستان بار دیگر شدت گرفته است. حملات هوایی ارتش پاکستان در برخی مناطق مرزی افغانستان، درگیریهای پراکنده در امتداد خط دیورند و بسته شدن گذرگاههای مهم مرزی مانند تورخم، روابط دو کشور را وارد مرحلهای تازه از تنش کرده است.
نکته قابل توجه این است که بسیاری از این حملات در مناطقی انجام شده که بیشتر محل زندگی غیرنظامیان است و گزارشها از کشته و زخمی شدن افراد ملکی، از جمله زنان و کودکان، حکایت دارد. همین مسئله باعث شده که این رویدادها تنها بهعنوان یک اقدام امنیتی ساده دیده نشود و پرسشهای بیشتری درباره اهداف و زمینههای آن مطرح گردد.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که آیا این تنشها تنها یک اختلاف مرزی است، یا بخشی از معادلات پیچیدهتر داخلی و منطقهای محسوب میشود.
*پاکستان؛ کشوری با بحرانهای داخلی و نارضایتیهای رو به افزایش:*
پاکستان در سالهای اخیر با مجموعهای از مشکلات داخلی روبهرو بوده است. بحران امنیتی، مشکلات اقتصادی، رقابت شدید میان احزاب سیاسی و نقش تعیینکننده ارتش در سیاست این کشور، فضای داخلی پاکستان را پیچیده و شکننده ساخته است.
در کنار این مسائل، نارضایتیهای اجتماعی نیز در برخی مناطق افزایش یافته است. در ایالت بلوچستان، مناطق پشتوننشین و برخی مناطق دیگر، بسیاری از مردم احساس میکنند که دولت مرکزی به مطالبات سیاسی و اقتصادی آنان توجه کافی ندارد.
در مواردی نیز بهجای رسیدگی به این مطالبات، برخوردهای امنیتی و سرکوب صورت گرفته است. چنین وضعیتی باعث شده که شکاف میان دولت و بخشهایی از جامعه بیشتر شود. در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند که ایجاد تنش در مرزهای خارجی گاهی میتواند بهعنوان ابزاری برای کاهش فشارهای داخلی مورد استفاده قرار گیرد.
*اقتصاد وابسته؛ کشوری که بدون کمک خارجی با مشکل روبهرو میشود:*
اقتصاد پاکستان با مشکلات ساختاری جدی مواجه است. بدهیهای سنگین، تورم بالا و ضعف در تولید داخلی باعث شده که این کشور برای حفظ ثبات اقتصادی خود به کمکهای خارجی وابسته باشد.
در سالهای اخیر، پاکستان بارها برای جلوگیری از بحران مالی به صندوق بینالمللی پول و کمکهای کشورهای خارجی متوسل شده است. بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که بدون چنین حمایتهایی، اقتصاد این کشور با مشکلات جدی روبهرو خواهد شد.
همین وابستگی اقتصادی باعث شده که سیاست خارجی پاکستان در مواردی با پروژهها و برنامههای قدرتهای بزرگ همسو شود.
*انتظار پاکستان از افغانستان؛ محاسبهای که برعکس شد:*
در سالهای پایانی حکومت جمهوری در افغانستان، روابط کابل و اسلامآباد همواره با تنش همراه بود. در آن زمان بسیاری از سیاستمداران پاکستانی تصور میکردند که با تغییر حکومت در افغانستان، این کشور بیشتر در محور منافع پاکستان قرار خواهد گرفت.
اما پس از روی کار آمدن امارت اسلامی، این انتظار تحقق نیافت. افغانستان همچنان روابط عادی خود با برخی کشورها از جمله هند را ادامه داد.
همین مسئله باعث شد که بخشی از حلقههای سیاسی در پاکستان نسبت به سیاستهای کابل حساستر شوند و روابط دو کشور وارد مرحله تازهای از بیاعتمادی گردد.
*تیتیپی؛ تهدید امنیتی یا بخشی از فضاسازی سیاسی؟:*
پاکستان یکی از دلایل اصلی عملیاتهای مرزی خود را مقابله با گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) عنوان میکند. اسلامآباد ادعا دارد که اعضای این گروه از خاک افغانستان فعالیت میکنند.
با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند که تصویر این تهدید گاهی بزرگتر از واقعیت آن ارائه میشود. زیرا این گروه در داخل پاکستان نیز حضور و پایگاههایی دارد و بسیاری از فعالیتهای آن در همانجا سازماندهی میشود.
به همین دلیل، برخی تحلیلگران معتقدند که مسئله تیتیپی در کنار جنبه امنیتی، گاهی بهعنوان ابزاری برای توجیه اقدامات نظامی و ایجاد فضای امنیتی نیز مطرح میشود.
*رقابت قدرتهای بزرگ؛ بازی بزرگ در آسیای جنوبی:*
تنشهای منطقه را نمیتوان جدا از رقابت قدرتهای بزرگ در جهان تحلیل کرد. در سالهای اخیر، ایالات متحده چین را بهعنوان مهمترین رقیب راهبردی خود معرفی کرده است.
در این چارچوب، آسیای جنوبی و آسیای مرکزی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. این منطقه هم از نظر موقعیت ژئوپولیتیک و هم از نظر منابع طبیعی، از جمله مواد معدنی کمیاب و منابع انرژی، اهمیت بالایی دارد.
با خروج آمریکا از افغانستان، حضور مستقیم این کشور در منطقه کاهش یافته است. در چنین شرایطی، برجسته شدن تهدیدهای امنیتی و تروریزم میتواند زمینهای برای بازگشت نفوذ سیاسی و امنیتی در منطقه فراهم کند.
در همین حال، هند در استراتژی آمریکا برای مهار چین نقش مهمی دارد. هند برای ایفای این نقش ترجیح میدهد که درگیر تنشهای بزرگ با پاکستان نشود. برخی تحلیلگران معتقدند که تمرکز برخی تنشها به سمت مرز افغانستان نیز میتواند در همین چارچوب قابل فهم باشد.
*تسلیحات باقیمانده آمریکا در افغانستان:*
پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، مقدار زیادی از تجهیزات نظامی این کشور در افغانستان باقی ماند. ارزش این تجهیزات طبق برخی برآوردها بیش از ۷ میلیارد دلار میرسد.
برخی تحلیلگران معتقدند که یکی از انگیزههای پنهان برخی درگیریهای منطقهای میتواند به همین موضوع مرتبط باشد. در شرایط درگیری، بخشی از این تجهیزات در میدان جنگ مصرف میشود یا در جریان حملات هوایی از بین میرود.
از این زاویه، حمایت سیاسی یا امنیتی از برخی اقدامات پاکستان نیز میتواند در چارچوب چنین ملاحظاتی قابل تحلیل باشد.
*سناریوهای احتمالی پیشرو!*
با توجه به شرایط کنونی منطقه، چند سناریو درباره آینده تنشهای افغانستان و پاکستان قابل تصور است.
۱. ادامه درگیریهای محدود و مقطعی:
احتمال دارد تنشها بهصورت درگیریهای پراکنده و وقفهای ادامه پیدا کند. این درگیریها ممکن است به جنگ گسترده تبدیل نشوند، اما میتوانند بهعنوان یک عامل دائمی بیثباتی در مرزهای دو کشور باقی بمانند.
۲. استفاده از ناامنی منطقه در رقابت علیه چین:
در سطح بزرگتر، ناامن شدن برخی مناطق میتواند در چارچوب رقابتهای ژئوپولیتیک علیه چین نیز مورد استفاده قرار گیرد؛ بهویژه در شرایطی که چین در سالهای اخیر نفوذ اقتصادی و زیرساختی خود را در منطقه گسترش داده است.
۳. انتقال فشارهای داخلی پاکستان به مرزهای خارجی:
با توجه به بحرانهای سیاسی و اقتصادی در داخل پاکستان، یکی از سناریوهای ممکن این است که بخشی از این فشارها به سمت تنشهای مرزی منتقل شود. چنین وضعیتی میتواند توجه افکار عمومی را از مشکلات داخلی منحرف کند.
*جمعبندی!*
تحولات مرزی افغانستان و پاکستان تنها یک اختلاف مرزی ساده نیست. این تنشها در تقاطع چند عامل مهم قرار دارند: بحرانهای داخلی پاکستان، رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی و تغییرات ژئوپولیتیک در آسیا.
در چنین فضایی، پاکستان گاهی تصور میکند که ایالات متحده همچنان پشتیبان اصلی آن در منطقه است. اما در عمل، آمریکا در مقایسه میان هند و پاکستان معمولاً هند را شریک مهمتر خود میداند؛ در حالی که در مقایسه میان افغانستان و پاکستان، واشنگتن ترجیح میدهد با پاکستان تعامل نزدیکتری داشته باشد.
به همین دلیل، آینده این تنشها تنها به روابط کابل و اسلامآباد وابسته نیست، بلکه به تحولات گستردهتر منطقه و رقابت قدرتهای بزرگ نیز گره خورده است.
چرا تنشهای افغانستان و پاکستان دوباره شعلهور شده است؟